X
تبلیغات
وقت سحر - خیام

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حکیم ابوالفتح عمر بن ‌ابراهیم خیام نیشابوری از ریاضی‌دانان - اخترشناسان و شعرای بنام ایران در دوره سلجوقی است. گرچه پایگاه علمی خیام برتر از جایگاه ادبی اوست ولی آوازه وی بیشتر به واسطه نگارش رباعیاتش می‌باشد که شهرت جهانی دارد. افزون بر آنکه رباعیات خیام را به اغلب زبان‌های زنده ترجمه نموده‌اند. فیتز جرالد رباعیات او را به زبان انگلیسی ترجمه کرده است که بیشتر مایه شهرت وی در باخترزمین گردیده.

حکیم عمر خیام در دوره سلطنت ملک‌شاه سلجوقی (426-590 هجری قمری) و در زمان وزارت خواجه نظام‌الملک گاهشماری ایران را اصلاح کرد. وی در ریاضیات، علوم ادبی، دینی و تاریخی استاد بود.

آثاری که از خیام باقی مانده است عبارتند از نوروزنامه، روضة‌القلوب و چند اثر دیگر.

عده‌ای از تذکره نویسان خیام را شاگرد ابن ‌سینا و عده ی دیگر او را شاگرد امام موفق عارف معروف نوشته‌اند. وی بیش از 100 رباعی سروده است. مرگ خیام را میان سالهای 517-520 هجری می‌دانند که در نیشابور اتفاق افتاد، وی را در امامزاده محروق به خاک سپرده اند.

ازآمدنم نبود گردون را سود....وز رفتن من جاه و جلالش نفزود

از هیچکسی نیز دو گوشم نشنود...کاین آمدن و رفتنم از بهر چه بود

می خور که ز دل کثرت و قلت ببرد...و اندیشه هفتاد و دو ملت ببرد

پرهیز مکن ز کیمیایی که از او...یک جرعه خوری، هزار علت ببرد

گویند کسان، بهشت با حور خوش است...من میگویم که آب انگور خوش است

این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار...کاواز دهل شنیدن از دور خوش است

یک جام شراب صد دل و دین ارزد...یک جرعه می مملکت چین ارزد

جز باده لعل نیست در روی زمین...تلخی که هزار جان شیرین ارزد

اسرار ازل را نه تو دانی و نه من...وین حرف معما نه تو خوانی و نه من

هست از پس پرده گفتگوی من و تو...چون پرده برافتد نه تو مانی و نه من

من بی می ناب زیستن نتوانم...بی باده کشید بار تن نتوانم

من بنده آن دمم که ساقی گوید...یک جام دگر بگیر و من نتوانم

قومی متفکرند اندر ره دین...قومی به گمان فتاده در راه یقین

میترسم از آنکه بانگ آید روزی...که ای بیخبران راه نه آن است و نه این

ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم...این یکدم عمر را غنیمت شمریم

فردا که از این دیر کهن در گذریم...با هفت هزار سالگان سر بسریم

افسوس که بی فایده فرسوده شدیم...وز داس سپهر سرنگون سوده شدیم

دردا و ندامتا که تا چشم زدیم...نا بوده به کام خویش، نابوده شدیم

از جمله رفتگان این راه دراز...باز آمده ای کو که به ما گوید راز

هان بر سر این دو راهه از روی نیاز...چیزی نگذاری که نمیایی باز

من هیچ ندانم که مرا آنکه سرشت...از اهل بهشت کرد یا دوزخ زشت

جامی و بتی و بربطی بر لب کشت...این هر سه مرا نقد و ترا نسیه بهشت

گویند که دوزخی بود عاشق و مست...قولی ست خلاف، دل در آن نتوان بست

گر عاشق و مست دوزخی خواهد بود...فردا باشد بهشت همچون کف دست

تا کی غم آن خورم که دارم یا نه...وین عمر به خوشدلی گذارم یا نه

پر کن قدح باده که معلومم نیست...کین دم که فرو برم، برآرم یا نه

تا دست بر اتفاق بر هم نزنیم...پایی ز نشاط بر سر غم نزنیم

خیزیم و دمی زنیم پیش از دم صبح...کین صبح بسی دمد که ما دم نزنیم

هرچند که رنگ و روی زیباست مرا...چون لاله رخ و چو سرو بالاست مرا

معلوم مشد که در طربخانه خاک....نقاش ازل بهر چه آراست مرا

ای چرخ فلک خرابی از کینه توست...بیدادگری شیوه دیرینه توست

ای خاک اگر سینه تو بشکافند...بس گوهر قیمتی که اندر دل توست

دوری که در او آمدن و رفتن ماست...او را نه نهایت نه بدایت پیداست

کس دم نزند در این معنی راست...کین آمدن از کجا و رفتن به کجاست

بر چرخ فلک هیچ کسی چیر نشد...وز خوردن آدمی زمین سیر نشد

مغرور بدانی که نخورده ست ترا...تعجیل مکن هم بخورد دیر نشد

 ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود...نی نام ز ما و نی نشان خواهد بود

زین پیش نبودیم و نبد هیچ خلل...زین پس چو نباشیم، همان خواهد بود

 

 

 

درباره زندگی خیام به جز یک یا دو مرجع نه چندان کامل، مرجع قابل اتکایی وجود ندارد.اما آنچه بیشترین تاکید روی آن بوده است سال تولد غیاث الدین ابوالفتح عمربن ابراهیم نیشابوری موسوم به خیام را 439 هجری قمری عنوان کرده اند.اولین نکته قابل توجه در مورد خیام این است که خیام در خارج از کشور ایران شهرت و محبوبیت بسیار بیشتری نسبت به داخل ایران دارد زیرا به علت عقاید مخصوصی که داشته همواره مورد مخالفت و گاهی حتی تنفر علما و فقها و عرفا و صوفیان قرار گرفته است.شايد دليل اين کار اين باشد که رباعيات خيام به قدری واضح و آشکار است که نميتوان بر آن سرپوش مذهبی گذاشت.حتی عنوان کرده اند دیگر شاعر شهر نیشابور یعنی((عطار)) به علت اعتقادات خیام به شدت با تنفر از او یاد میکرده است!

به عنوان مثال همانطور که میدانید در کشور ما رسم بر این است که در اشعار شاعران قرنهای پیش هرگاه نام ((شراب)) به میان می آيد عنوان میکنند که منظور شاعر ((شراب عرفانی)) بوده است!!به هر حال به نظر میرسد بحث شراب عرفانی در بسیاری از موارد به عنوان سرپوشی مذهبی بر شعر شاعر استفاده میشود.البته اندک مواردی نیز وجود دارد که شاعر از کلام خود منظوری عرفانی داشته است اما در بسیاری از موارد حقیقتا منظور شاعر از شراب و یا چشم و ابروی یار! آنچنان واضح است که انسان از دیدن تفسیرهای مذهبی بر آن شعر متعجب ميشود، اما شعر خیام قابل تفسیرهای آنچنانی نیست.

یکی از تفاوتهای خیام با دیگر شاعران قرنهای پیش همین صراحت و وضوح کلام اوست.نسخه ای که خیام برای دردهای بشر میپیچد نوشیدن ((شراب)) و خوش بودن در ((لحظه)) است.در حدود نیمی از رباعیات او به خوش بودن در لحظه های حال و و نیندیشیدن به گذشته و آینده تاکید میکند.همچنین شک درباره وجود خدا و جهان دیگر و بقای روح و قیامت عواملی بوده اند که همواره خیام را از رسیدن به یقین مذهبی بازداشته اند.به نظر میرسد خیام همواره در حال طرح این سوال بوده است که چرا به دنیا پای گذاشته و چرا از آن میرود و هدف از این بازی بیهوده چیست؟...خیام با درست کردن بهشت مصنوعی برای خود ترجیح داده است حوری(معشوقه) و شراب را در همین دنیا داشته باشد و اعتقاد داشته، حال که هیچکس از دنیای دیگر بازنگشته تا شرح حال بهشت و دوزخ را بدهد چه بهتر که نقد را به نسیه ندهد.

و نکته دیگر اینکه در مجموع حدود هزار رباعی را به خیام نسبت داده اند که در این میان تنها صد و پنجاه رباعی متعلق به خیام بوده است و باقی آنها توسط افراد دیگری سروده شده و متاسفانه به خیام نسبت داده شده است.در مورد رباعیاتی که به دروغ به خیام نسبت داده اند ((صادق هدایت)) سخن جالبی دارد که در آن با طعنه میگوید:((به نظر میرسد پس از مرگ خیام هر آخوندی که شراب خورده و در حالت مستی شعری سروده است، پس از بازگشتن به حالت طبیعی از ترس رسوایی، آن رباعی را به خیام نسبت داده است!!))...در هر صورت باید به این نکته نیز اشاره کرد که خیام در زمینه نجوم و ریاضیات و فلسفه نیز دارای درجات بسیار بالایی بوده است و کتب بسیار معتبری نیز در این زمینه ها داشته است. 

 

 

 

+ نوشته شده توسط مهدي اسدي در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386 و ساعت 13:19 |


Powered By
BLOGFA.COM